داماد ۲۷ ساله خوشگذرانی می‌خواهد، اما عروس ۳۵ ساله اش زندگی | رویداد24
تاریخ انتشار: ۱۷:۴۲ - ۲۵ فروردين ۱۴۰۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
سختگیری‌های بهاره خسته‌ام کرده، اشتباهم این بوده که با دختری ۷ سال بزرگتر از خودم ازدواج کرده‌ام. باید به حرف خانواده‌ام گوش می‌دادم، ولی آن زمان هرگز تصور نمی‌کردم دچار این مشکلات شوم. همسرم مثل یک مادر با من رفتار می‌کند و من از امر و نهی‌اش خسته شده‌ام.

دادگاه خانواده

رویداد۲۴   دلم می‌خواهد با دوستانم به گردش و سفر بروم، اما او می‌خواهد مرا در خانه نگه دارد و با زندگی ملال‌آور بسازم. اما نمی‌دانم با چه دلخوشی به این زندگی کسالت بار ادامه بدهم. در این ۵ سال هم اگر تن به تحمل و بردباری داده‌ام به خاطر وجود دو دخترمان بود، اما حالا دیگر نمی‌توانم و احساس پیری می‌کنم...

این قسمتی از گله و شکایت حمید، جوانی ۲۷ ساله است که برای قاضی بازگو می‌کرد و همسرش بهاره که تا این لحظه ساکت نشسته بود با تأسف سری تکان داد و رو به حمید گفت: هنوز به یاد دارم روز‌هایی را که برای دیدن کار‌های صنایع دستی‌ام به گالری می‌آمدی و چه ایده و نگرشی داشتی، هر روز برایم دسته گل می‌آوردی و از هنرهایم تعریف می‌کردی تا اینکه با چاپلوسی فریبم دادی.
بیشتر بخوانید: مرگ مرد تهرانی که با خانم همکار به گردش رفته بود! + جزییات
وقتی از من خواستگاری کردی چقدر با خانواده‌ام صحبت کردم و دلیل آوردم که تو با بقیه خواستگار‌ها فرق داری و به آن‌ها اطمینان دادم که با هم خوشبخت می‌شویم، ولی اشتباه کرده‌ام. در تمام این مدت من با وجود دو دخترمان سعی کردم هیچ چیزی در زندگی برایت کم نگذارم و با اینکه عاشق کارم بودم، ولی به‌خاطر حفظ آرامش در زندگی‌مان دیگر انجامش ندادم، ولی تو در ازای کار‌های من چه می‌کنی؟ هر هفته با دوستانت برنامه تفریح می‌گذاری و بی‌توجه به من و خستگی‌هایم رهایم می‌کنی و می‌روی، وقتی هم گله می‌کنم و می‌گویم که بچه‌ها را پیش مادرت بگذاریم تا من هم هوایی بخورم مخالفت می‌کنی. فکر می‌کنی تحمل این شرایط برای من آسان است؟

مرد جوان که به عنوان مشاور در یک شرکت بیمه کار می‌کند با بی‌تفاوتی به صحبت‌های همسرش رو به قاضی کرد و گفت: جناب قاضی من برای تأمین مخارج خانواده‌ام چند شیفت کار می‌کنم در حالی که پسر‌های همسن من هنوز ازدواج هم نکرده‌اند، اما من به جای خوشگذرانی باید به زن و بچه‌هایم برسم. من هم بریده‌ام و می‌خواهم از جوانی‌ام لذت ببرم.

با هم توافق کرده بودیم که از هم جدا شویم و حاضر شدم خرج دختران‌مان را بدهم، چون نمی‌توانم به این زندگی کسالت‌بار و یکنواخت، ادامه بدهم. هر روز ما جنگ و دعوا و درگیری داریم، ادامه این زندگی نه به نفع ما و نه به سود دختران‌مان است.

زن که بی‌صدا اشک می‌ریخت از قاضی خواست تا راهی پیش پای‌شان بگذارد و گفت: به قدری به من فشار آورده که مجبور شده‌ام قبول کنم از هم جدا شویم، ولی با چه رویی پیش خانواده‌ام برگردم.

من مستأصل مانده‌ام که چه کنم. از طرفی نمی‌خواهم بیش از این خودم را به شوهرم تحمیل کنم. حمید می‌خواهد خودش با مد روز پیش رود و مرکز توجه باشد، اما وقتی من هم سهمی از آرامش و تفریح می‌خواهم همه چیز برایم ممنوع می‌شود و حتی راضی به رفتن پیش مشاور نیست تا راهی برایمان باز شود. به قدری غرق در دنیای دوستان و تفریحاتشان شده که حاضر نیست سهمی از توجه و محبت را به من و بچه‌هایمان بدهد.

قاضی با شنیدن اظهارات این زوج آن‌ها را به سازش دعوت کرد و فرصتی دوباره داد که شاید دست از لجاجت بردارند.
منبع: رکنا
خبر های مرتبط
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۵
0
0
قدر چنین زنی رو بدون تو متاهلی بایستی رفیق بازی رو ترک کنی لااقل به حداقل برسونی به زن و زندگیت برسی خانم هم بایستی کمتر غر بزنه
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۱/۲۶
0
1
این علتش تنها تفاوت سنی هست مطمعنا مرد ۲۷ ساله روحیات متفاوتی با زن ۳۵ ساله دارد مرد ۲۷ ساله باید زن ۲۰ ساله میگرفت شاداب و پر انرژی این ازدواج از اول اشتباه بوده و شما خانم چرا همچین ازدواجی را قبول کردید مقصر هستید مرد ۴۰ ساله هم دوست داره زن ۲۰ ساله بگیره اما باید به اختلافات فکری هم بیندیشد باعث تاسف هم هست عاقبت این فرزندان و خانم چه خواهد شد اونم خانم دلسوز و وفاداری که حاضر هست به خاطر آرامش شوهرش به راحتی از او جدا شود فقط خرج دخترانش را از تو بگیرد البته به شرط اینکه تا آخرش روی حرفش بمونه نه وقتی ببینه طلاق جدی میشه خواهان مهریه بشه اما شما آقا غلط کردی با خانم ۷ سال بزرگتر از خودت ازدواج کردی این خانم هم جوانی و زیبایی آقا عقلش ازش گرفت و نباید قبول میکرد هم خودش معلوم نیست چه آینده ای داشته باشد هم فرزندانش
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: